ویولون
چقدر خوبه ها !کل ساعتی که توی شبانه روز خوابیده باشی از انگشتای یک دستت هم کمتر باشه . خسته و کوفته تمام روز کار کرده باشی . بعد همگی برین بیرون دنبال خرید و کارای عقب مونده .توی ترافیک لعنتی گیر کنین. آقای نی نی خسته بشه و هی غر بزنه و بره توی مخ دو نفریتون. بعد برسی سر کوچه و ببینی اومده ! ویولون زن رو می گم . نمی دونم یادت می آد یا نه ؟ هر چند ماه یک بار می آد . آنقدر قشنگ می زنه که تمام همسایه ها از پشت پنجره تماشاش می کنن. سیاه می پوشه و قیافه اش توی تاریکی خیلی واضح نیست. اما موسیقی اش توی تمام فضای کوچه و خونه پخش می شه . بعد ماشینو پارک می کنیم و تو با هیجان سوار کالسکه می شی و با آقای بابا دنبالش راه می افتین. منم خسته و آش و لاش می رم خونه . کلیدو توی قفل می چرخونم و هر چی دستمه همونجا می ذارم زمین. توی مبل کنار پنجره فرو می رم و گوش می دم . به آهنگ قشنگی که می زنه . به این که همه کوچه سکوته و فقط صدای ویولون اون می آد و می تونم تصور کنم که تو با اون چشمای کنجکاوت چطور ، مسحور دستای اون می شی روی ویولون. کاش همیشه بیاد . کاش تمام خونه و فضا پر بشه از آهنگ اون . کاش تمام خستگی هام بریزه بیرون و هزار تا انرژی خوب بیاد جاشو بگیره .


ویولون 
